زندگی یا پر است از
هدف
یا پر از
بهانه
زندگی یا پر است از
هدف
یا پر از
بهانه
" چرا درصد حذف در نتورک مارکتینگ زیاد است "
1- فرد با آگاهی و بینش کافی وارد سیستم نمیشود. جوگیر شده است یا اینکه تنها به دلیل اینکه دوستان و اقوام او وارد شده اند او نیز بدون بررسی کامل و چشم و گوش بسته وارد میشود.
2- تصور میکند یا اینکه به غلط به او القاء شده است که نتورک مارکتینگ کار بسیار راحتی است . فکر میکند که نتورک یعنی " دو نفر پیدا کن ، بنشین منزل پول جمع کن " . غافل از اینکه درهیچ کجای دنیا پول بی زحمت نریخته اند.
3- دیر بازده اما مطمئن بودن این تجارت را درست نفهمیده یا اینکه درست برای او بیان نکرده اند . به جای ایده 2 تا 4 ساله ، انتظار دارد در عرض 2 تا 4 ماه به نتیجه نهایی برسد.
4- سعی در افزایش آگاهی و اطلاعات خود ندارد. بنابراین زیرمجموعه او را به عنوان لیدری آگاه به رسمیت نشناخته، بتدریج ازسوی ایشان طرد میشود.
5- دستاوردهای بزرگ و غیر مالی این حرفه برایش روشن نشده است. تنها به پول فکر میکند، اهداف بلند مدت ندارد یا اگر دارد کاملا مادی و مالی هستند. حتی به آنها هم درست نمی اندیشد و به محقق شدن آنها شک دارد.
6- به علت نداشتن ایمان و آگاهی از اصول کار، از صحبت کردن در جمع میترسد ، هنگام پیگیری قاطعیت کافی و قدرت دفاع از سیستم را ندارد و همین امر باعث تضعیف بیشتر ایمان و اراده او میشود.
7- میخواهد راه 30 سال نرفته را یکشبه طی کند .
8- به دلیل نداشتن انگیزه یا برنامه ریزی درست، وقت کافی برای انجام این کار را ندارد .
9- در کار خود جدی و مسئولیت پذیر نیست .
10- عقاید ، رفتار و گفتارش در شآن یک نتورکر نمیباشد.
11- تنها به خاطر حفظ تعادل و گرفتن پورسانت ، هر کس از هر قشر و قماشی را وارد سیستم میکند.
12- برای پیشبرد مجموعه خود حاضر به پرداخت هیچگونه هزینه ای نیست یا خیلی کم هزینه میکند.
13- به اصول این حرفه ( به دلیل سادگی ) اهمیت نمیدهد . غافل از اینکه قدرت این اصول در سادگی آنهاست.
14- یکدنده و لجوج است . حرف هیچکس را حتی با دلیل و منطق کافی نمیپذیرد.
15- بیشتر حرف میزند و کمتر عمل میکند.
16- بیشتر با افراد منفی باف مراوده دارد. بد دهنی و غیبت میکند. به جای امیدوار کردن مجموعه مدام از مسائل مایوس کننده میگوید و لذا بتدریج اعتبار خود را در گروه از دست میدهد.
17- بدون داشتن طرح و برنامه ای خاص، پیوسته از کارها و برنامه های دیگران ایراد و اشکال میگیرد.
18- مفاهیم نتورک مارکتینگ را درست درک نکرده است . مفاهیمی چون: پیش داوری نکردن ، خود رئیس خود بودن ، دیربازده بودن ،
19- به دلیل فقدان ایمان و بینش کافی از این حرفه، خیلی زود تحت تاثیر افکار و عقاید منفی قرار میگیرد.
20- حمایت بالا سری را تنها در معرفی دایرکت برای خود معنی میکند. یعنی اگر بالا سری برای او زیردست معرفی نکند او را به حمایت نکردن متهم میکند.
21- استقلال نظر و عمل ندارد . دیگران مثلا دیگر افراد خانواده برای او تصمیم میگیرند.
22- ارتباط او با مجموعه بسیار کم است یا درحالیکه مشتاق تماس است، کسی با او در ارتباط موثر نیست
23- تلفن او در بیشتر اوقات در دسترس نیست.
24- به جلسات اهمیت نمیدهد . کم حضور می یابد و اگر هم حاضر میشود به دلایل مختلف از جمله یاد داشت نکردن مطالب ، از جلسات بهره کافی نمیبرد.
25- به دلیل پایین بودن سطح جلسات، تکراری بودن مطالب ، بی نظمی و تداخل امور، از تجمعات و جلسات گروه لذت واستفاده کافی نمیبرد، احساس رشد شخصی و گروهی نمیکند و لذا از گردهماییها و شرکت در برنامه های گروه بیزار میشود.
26- در کار و افکار خود صداقت ندارد. و برای کسب وجهه و تشخص در جمع، علنا دروغ میگوید.
27- استقامت و پشتکار نداشته ، صبور نیست و روی کار خود تمرکز ندارد. مثلا همزمان وارد چند نتورک میشود.( چند خرگوش را همزمان دنبال میکند )
28- انتقاد پذیر نیست و زود از کوره درمیرود.
29- افراد منتقد را دشمن خود میپندارد . مباحثه را میدان برد و باخت میداند که باید پیروز بحث گردد. نمیداند که : دوستِ همیشه تابع او، تنها دوست اوست ولی دوستِ منتقد او، دوست اندیشمند اوست .
30- از خود هیچ رای و ایده جدیدی ندارد و پیوسته مصرف کننده ارا و عقاید دیگران است.
31- بیگانه پرست است . به طرحها و برنامه هایی که از طرف دیگران( از شهرهای دیگر ) ارائه میشود بیش از ایده های خودی اهمیت میدهد .
32- به دلیل مشکلات مذکور از معرفی کار به دیگران میترسد.
33- به سیگار یا دیگر مواد مخدر اعتیاد دارد . لذا بتدریج اعتبار خود را در بین گروه از دست میدهد.
34- فکر میکند برای لیدرها و بالادستی خود زحمت میکشد.
35- هدف او از صحبت کردن در جمع نه اینکه راهنمایی افراد و کمک به زیرمجموعه بلکه به رخ کشیدن اطلاعات ناچیز خود است.
36- به شدت از اجرای طرحهای جدید در مجموعه میترسد که مبادا آنچه رشته کرده است پنبه شود. ( میترسد پنیر خود را عوض کند )
37- هدف او از ورود به این حرفه نه اینکه ایجاد تغییر و تحول اساسی بلکه ایجاد تفنن در زندگی است.لذا هنگامیکه متوجه میشود این یک تجارت جدی است نه یک تفنن کودکانه، خسته شده کار را رها میکند.
38- از کلاس و پرستیز کلی تیم راضی نیست و وارد کردن اقوام و دوستان دیگر خود به اینگونه تیمی را کسر شان خود میداند.
39- بدون اینکه آموزشهای اولیه سیستم را بدرستی فراگیرد ، خیلی زود به مرحله عملیاتی شدن و دفاع از سیستم میرسد.
40- به محض عملیاتی شدن کار( شروع دعوت از افراد ) آموزش را بکلی فراموش میکند. غافل از اینکه در این حرفه آموزش رکن اساسی و فرایندی پیوسته است.
41- چونکه تعادلش بالاست دیگران را به دیده تحقیر مینگرد.
42- هنگام فالوآپ بزرگ گویی میکند و همین باعث انزجار فالو شونده میشود.( مثلا میگوید : این شهر برایم کوچک است خیلی زود آنرا تسخیر میکنم )
43- لوث کردن را با مشورت اشتباه گرفته اعتماد دیگران ( بویزه دایره نفوذش ) را از خود صلب میکند. به این معنی که قبل از ورود یا از همان ابتدای ورود به سیستم به جای مشورت کردن با دو یا سه نفر آگاه در این زمینه، به هرکس از دوستان و اقوام خود که میرسد در هر زمان و مکان نامناسب به شکلی نامناسب وناشیانه در مورد این تجارت صحبت کرده یا مشاوره میخواهد. به این ترتیب از اعتبار و ارزش این حرفه در بین آشنایان واطرافیان خود کاسته آن را لوث میکند. علاوه براین به دلیل اینکه هنوز به طور کامل به جوانب مختلف و متفاوت حرفه جدید خود مسلط نشده است، قدرت دفاع منطقی از آن را نداشته، در مقابل سوالات مختلف دیگران بیجواب می مانده وهمین امر باعث صلب اعتماد دیگران از او و حرفه اش میشود. لذا در آینده حتی هنگامیکه سطح بینش و دانش او نسبت به حرفه اش افزایش می یابد نمیتواند این لوث شدگی و جو بی اعتمادی بین خود و اطرافیان را از بین ببرد.
44- در مورد دیگران زیادی پیش داوری میکند، لیست افراد او خیلی کم است و برای معرفی کار، همیشه به دنبال زمان، مکان و افرادی خاص می گردد.
45- به دلیل تعادل بالا ، تنبلی و داشتن این عقیده که مجموعه او به هر ترتیبی که باشد رشد خواهد کرد، به گلایه ها توجه ندارد، از حمایت درست مجموعه دریغ کرده آنها را به حال خود رها میکند.
46- به دلیل اینکه حرف او با عملگرایی توام نیست، بتدریج صحبتهای او برای مجموعه تکراری شده در آنها تاثیر نمیکند.
47- برنامه های او کوتاه مدت و تنها مسکن موقت هستند. استراتزی بلند مدت و انگیزه ساز با پشتوانه تئوریک قوی برای تیم خود ندارد.
48- وظایف افراد در گروه مشخص نیست، تفویض اختیار نمیشود و هرکس که به تعادلی ناچیز میرسد بدون توجه به نصایح لیدرهای دلسوز خود رای و سلیقه ای عمل میکند.
49- بدون بررسی وارد دستهای پر از مشکل و دردسر میشود.و نمیداند که داشتن گروه و بالاسریهای قوی چقدر در موفقیت او نقش موثر دارند.
50- در مورد اطلاعاتی که هنگام پرزنت به او داده میشود که گاها ممکن است مبهم، چند پهلو و حتی غلط باشند، درست تحقیق و بررسی نمیکند.
51- او را وادار میکنند که بیش از حد معقول خرید کند.
52- در حالیکه هنوز اجازه دعوت نیافته است، بطور رسمی یا غیر رسمی شروع به دعوت از افراد میکند.
53- قبل از ورود یا حتی پیش از پرزنت شدن اشخاص،CD ها و منابع آموزشی سیستم را در اختیار آنها قرار میدهد. حالت بدتر وقتی است که این کار در جمع چند نفر انجام میشود.
54- قدر افراد قدیمی بویزه آنها که به اعتبار او وارد شده اند را به درستی ندانسته و هرکدام را به دلیلی طرد کرده یا میرنجاند. تنها به فکر رشد مجموعه و وارد کردن افراد جدید است و بیشتر انرزی خود را صرف این کار میکند. بی توجه به اینکه شکست خورده ای را به جمع شکست خورده ها می افزاید.
55- هدف او از تشکیل جلسات و تجمعات تفریحی ( فان ) نه روحیه دادن به مجموعه بلکه تنها جوگیر کردن افراد فالویی برای ورود است.
56- لیدر است اما اصول حمایت درست را نمداند، اتفاقی لیدر شده است و از لیدر بودن تنها تعادل بالا دارد.
57- به علت گلایه های زیاد از طرف مجموعه ، خود نیز به حذف (فی ل ) شدن مجموعه خود رضایت دارد.
58- ممنوعیت نابجای این تجارت، او و زیر مجموعه او را ترسانده است.
59- درطرحها و برنامه های او مسئولیتها به دست افراد نااهل سپرده میشود. لذا این طرحها خیلی زود به شکست می انجامند.افراد نااهل میتوانند کسانی باشند که دید بلند مدت ندارند و زود از کار خسته میشوند.
60- برنامه های او بیشتر شفاهی است. گروه، اسم واساسنامه مکتوب ندارد، وظایف افراد واهداف گروه مشخص نیست و افراد چشم انداز آینده را تاریک میبینند .
61- تنها وسیله او برای جذب افراد، دادن وعده های رنگارنگ مالی به آنهاست. غافل از اینکه بهترین و بزرگترین انگیزه تلاش برای یک فرد جهت رسیدن به یک مقصود معین، احساس تعلق فرد به یک گروه همدست و همصدا، مقتدر، منظم و با اهداف بلند انسانی است نه گروه آشفته ای که تنها به پول می اندیشد.
62- تشکیلات مدیریتی منسجم و عملگرا ندارد. مدیریت او بیشتر تک نفره ( امپراتوری ) و صرفا مشاوره ای است. یعنی در جهت رفع مشکل افراد عملا اقدامی نمکند و تنها راه حل ارائه میدهد.
63- به دلیل مشخص نشدن وظایف افراد، از یک فرد بیش از حد توان او انتظار دارد. مثلا از کسی که لکنت زبان دارد میخواهد حتما پرزنت کردن موثر را فراگیرد.
64- به علت نداشتن اساسنامه و اصول مکتوب لازم الاجرا و تعهد آور، نمیتواند روی رفتار تک تک افراد گروه کنترل داشته باشد. چونکه در چنین تیمی هیچکس به رعایت هیچ اصلی تعهد نداده است.
65- سیستم آموزشی تیم بسیار غلط و کم بازده است.
66- اصول پرزنت موثر و پیگیری مناسب را رعایت نکرده و دو بار پیگیری کردن را کسر شان خود میداند.
67- به خود و اهداف خود قلبا و به معنی واقعی تعهد ندارد.
68- در اعتباربندی افراد برای دعوت دچار اشتباه میشود.
69- در کاری که وظیفه اونیست دخالت میکند. مثلا مطالبی که میبایست از سوی معرف به شخص پرزنت شونده گفته شود، او میگوید.
70- نه به نیت خیر بلکه به نیات دیگر مثلا برای پزدادن و به خاطر چشم و همچشمی کار را به اقوام معرفی میکند.
71- بد قول است. به موقع به وعده و قرارهایش عمل نمیکند. و دیرحاضر شدن درجلسات را موجب فخر میداند.
72- در مورد نتورک خود بزرگ گویی و ازدیگر سیتمهای نتورک بسیاربد میگوید. و همین باعث تنفر افراد از تجارتی میشود که تنها یک کمپانی در آن موفق است.
73- تغییر و تحولات درسیاستهای کاری کمپانی برای او غیرمنتظره و به مذاق او خوش نمی آید. چونکه بدون مطالعه قوانین شرکت وارد سیستم شده است.
74- زیادی کمال گرا است و تحمل هیچگونه کم و کاستی ندارد.
75- تدارکات و جریان اخبار و اطلاعات درمجموعه درست صورت نمیگیرد. مثلا تکثیر و توزیع یک جزوه یا CD در گروه که میبایست یک روزه انجام شود به یک ماه یا حتی بیشتر می انجامد.
خوبید دوستان؟ 
خیلی حرفا دارم براتون ولی .....
فکر می کنم این بیت خودش کلی حرف توشه..
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم .......موجیم که آرامش ما.عدم ماست
در آخر از تلاش ۲ یاور خوبم(آقایان ملک محمدی و حیدری) کمال تشکر را دارم.