تبليغاتX
بازاریابی شبکه ای صنایع دستی ایران

بازاریابی شبکه ای صنایع دستی ایران

چگونه تغییر کنیم؟ چگونه تغییر کنیم؟

دو هفته پیش داشتم با دوستم درباره ایده جدید و عجیبی که داشت صحبت می کردم.

صبورانه نشسته بودم وگوش می دادم، نسبت به خلاقیتش اشتیاقی فراوان نشان می داد. وقتی صحبتش تمام شد، به او گفتم: "عالیه، حالا بهترین کار این است که که کاری بکنی که مردم آن را بخرند". اولین واکنش به پیشنهادمن این بود که منظورت چیه؟ البته که مردم آن را را می خرند! این بهترین نوع است، اما بعد فهمید که وارد شغلی بی فایده و مرتکب اشتباهی بزرگ شده است. به او گفتم که قبل از هر کاری در ابتدا باید بازاریابی کرد. یک جمله معروف هست که می گه: " هر آدم کند ذهنی می تونه سوپ درست کنه، اما آدم باهوشه که می تونه اونو بفروشه". هزار نفر هم روی زمین وجود داشته باشند که کاری انجام بدهند، تا کسی نتواند آن را بفروشد، بی فایده است. من کار دوستم رو به سوپ تشبیح می کنم که تا فروشنده نداشته باشد، شغلی بیهوده است. عدم درک این موضوع باعث می شود هر شغلی سریعا با شکست مواجه شود. بنابراین موفقیت در گرو نقدینگی است. برای نقدینگی نیاز به مشتری است و برای بوجود آوردن مشتری نیاز به فروش خدمات وتولیدات است. اگر یک برقکار یا لوله کش ماهر باشید اما پنجاه لوله کش و برقکار ماهر دیگر در کنار شما برای کارشان تبلیغ کنند، هر چند که کار شما بهتر از بقیه و تولیدات شما هم بهتر از بقیه باشد، کار شما به یک منبع در آمد تضعیف شده تبدیل و مانند 80 درصد دیگر شغل های موجود از بین می رود.
حال چگونه تغییر کنیم؟
بیایید تصور کنیم که شما به این نکات توجه کرده اید و می خواهید تولیدات خودرا به بازار عرضه کنید، چه می کنید؟ روند پیشین خودرا تغییر می دهید؟ به نامه ساعات کاری را متحول می سازید؟
حیطه و روند کار را برای یافتن شرکای جدید متناسب می سازید و یا شعار تبلیغاتی خود را عوض می کنید؟ اگر قبل از هر کاری در ابتدا درباره آن بازاریابی کنید و آن را هدف اولیه ای برای پیشرفت در نظر بگیرید جوابگوی تمام رویکرد و راه حل های بالا خواهد شد. حالا که این موضوع را متوجه شدید، باید چه کار کنید. قبل از این به لیست فعالیت هایی که آنها را ایست های در آمد زا در نظر گرفته ام توجه کنید، زیرا باعث تلف شدن وقت و اتلاف هزینه شما نمی شوند.
- فعالیت هایی در تولید محصول و خدمات که مانندی برایشان وجود ندارد
- شرکت در کنفرانس های فروش مستقیم و سر زدن به مراکز فروش
- دیدار فروشندگان بزرگ
- بدست آوردن موقعیت های تبلیغاتی با هزینه کمتر و بازدهی بیشتر
- بررسی استراتژی رقیبان و دیگر بازارهای خارجی
- همکاری با دیگر نمایندگان بازارها
- بررسی تبلیغات و بازار یابی برای ارتقای سطح آن
- نوشتن مقاله هایی در ژورنال های تجاری، روزنامه های محلی، مجله ها و روزنامه های صنعتی
- نوشتن نامه های فروش توسط پست الکترونیکی
اگر در شرکتی مشغول به فعالیت هستید، مدیر بازار یابی تان این فعالیت ها را انجام می دهد. باید امور بازاریابی را تحت اختیار داشت تا در بازار نشستی را بتوان ایفا کرد و جایی برای رقیبان خالی نکرد. با وجود تمام این کارها چقدر زمان صرف انجام این کارها کرده اید؟ حالا آیا به یک رئیس یا همکار برای انجام دیگر کارها نیاز ندارید؟ و خودتان فکر نمی کنید که باید به کارهای دیگری بپردازید؟
برایان ترسی (
Brian TRACEY) یکی از نویسندگان سر شناس می نویسد: موفقیت زمانی بوجود می آید که از انجام کاری که فکر می کنید ارزش کارتان بیشتر است سود و دست مزد کمتری برایتان حاصل نشود. به عنوان مثال اگر فکر می کنید ارزش کار شما 50 دلار در ساعت است، چرا دنبال کاری می روید که کس دیگری آنرا با 8 دلار در ساعت انجام می دهد.
تعداد کثیری برای من نامه می نویسند و می گویند که تنها 000/1 دلار برای بازار یابی محصولاتشان دارند. و می گویند که این پول را باید در کجا سرمایه گذاری کنند، تا بیشترین سود دهی را داشته باشد؟ جوابم این است که آنرا در آموخته های شخصی خود سرمایه گذاری کنید، چرا که هیچ چیز به اندازه سرمایه گذاری در بازار مستقیم سود دهی ندارد. من سالانه هزاران دلار کتاب، نوار سی دی، سمینارها، کنفرانس ها و فیلم های آموزشی سرمایه گذاری می کنم. در حقیقت با بسیاری از تاجران که مصاحبه انجام دادم به این نتیجه رسیده ام که هر کدام علاقه زیادی در سرمایه گذاری در زمینه آموخته های شخصی خود دارند.
مگر
Oprah و Bill Gates چه کاری انجام داده اند؟
آنها هر دو اشتیاق فراوانی به یاد گیری دارند. آیا می دانستید که
Bill Gates هر سال یک هفته با چمدانی پر از کتاب برای مطالعه به جایی دیگر می رود، البته این در صورتی است که وقت این کار را داشته باشد، شما هم می توانید اینگونه باشید. Oprah به خاطر اثر معروفش" the book of the month club " شهرت یافته است. آیا شما هم لیست مطالعه دارید و اگر دارید، چه در آن یادداشت کرده اید.
یکی از اشتباهات شما این است که به فکر تولید و پخش کالا و خدمات هستید تا به فکر بازار یابی آن، هر چه به این موضوع با دیدی وسیع تر بنگرید میزان نقدینگی را افزایش می دهید. عمده کار شما بازاریابی است، نه قسمتی از آن، برای بررسی نحوه کار خود باید مجددا به سوالات مطرح شده پاسخ دهید.
و برای تحولی اساسی نیاز به انجام فعالیت های خود و پیشرفت این عوامل دارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 19:17  توسط کامران فرقانی  | 

 

غازها پرندگان کوچک و جالبی هستند. هر غازی ميداند که بايد همان جائی برود که مجموعه قصد رفتن به آنجا را دارد. از آن جا که غاز پيشرو به سبب وزش باد در مسير زودتر از ديگران خسته میشود به عقب گروه باز ميگردد و غاز ديگری از بخش ميانی مجموعه به جای او پرواز کرده و در راس سايرين قرار ميگيرد. اين بدان معناست که هر غازی دقيقاً ميداند که دسته غازها به کجا ميرود. هر غازی ميبايد آماده باشد تا در صورت ضرورت گام پيش نهاده و مسئوليت جلو دار بودن را بپذيرد. حقيقت اين است که غازها نسبت به وضعيت يکديگر حساس هستند. اساساً از خصوصيات يک سازمان کارا اين است که اعضا نسبت به يکديگر متعهد باشند غازها به خوبـــی درک ميکنند که نسبت به سرنوشت يکديگر مسئولند. اما اجازه بدهيد نگرشها و روشهايی که با استفاده از رفتار اين موجودات کوچک ميتوان در سازمانها به کار برد را بررسی کنيم:

 نگرش اول: غازها در پائيز به شکل يکپارچه ای از محيط زيست خود کوچ ميکنند و علیرغم گرما در پائيز دسته پرندگان فرا رسيدن سرما را پيش بينی ميکنند.

 يادگيری: ادامه بقا نيازمند توانائی پيش بينی نيازهای آينده است. نيازهايی که ميتوان به دو دسته کوتاه مدت و بلند مدت تقسيم کرد. تضمينی برای موفقيتی که سازمانمان يا خودمان در آن قرار داريم وجود ندارد، مگر با آماده بودن و پيش بينی آينده. غازها هرگز به آسودگی و راحتی امروز غره و قانع نمی شوند.

 نگرش دوم: غازها با پرواز به شکل V و از طريق همکاری متقابل حرکت ميکنند به طوری که نسبت پيشرفت مجموعه غازها به سمت مقصد میتواند ١٧١٪ بيش از حرکت فردی غازها باشد. يادگيری: فرم پرواز به شکل V مفهوم هم گوش را به اثبات ميرساند. در واقع ما مسئول عملکرد خودمان هستيم و بايد پرواز را انتخاب کني . اما نبايد آن را تنها انتخاب کنيم.

 نگرش سوم: زمانی که يکی از پرندگان گروه بيمار يا زخمی ميشود، دو غاز برای حمايت و کمک رسانی به او از آرايش خارج ميشوند و تا هنگامی که مجدداً بتواند پرواز کند همراه او باقی ميمانند. هنگامی که آماده برای پيوستن به گروه شد آنها يک آرايش سه نفره را برای رسيدن به گروه در پيش ميگيرند. يادگيری: کار تيمی يعنی اينکه هرگز اجازه ندهيد ديگر اعضای تيم شکست بخورند هر گروه يا دسته متشکل از انسانهای جايزالخطاست. بايد يک فرهنگ آموزش خلق کنيم جائی که بکارگيری از اشتباهات به عنوان فرصتی در جهت يادگيری باشد در چنين فرهنگی گروه سختی تجربه فردی را از بين ميبرد و آن را ميپذيرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 17:0  توسط کامران فرقانی  | 

 

 

سلام دوستان خوبم تا چند روز آینده با کلی مطلب جدید میام پیشتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 14:50  توسط کامران فرقانی  |